السيد محمد حسين الطهراني
72
الله شناسى (فارسى)
او محتاج مىباشند و خداوند به مقتضاى رحمت كاملهء خود بايد رفع حوائج مردم را بنمايد و امام غائب را در محلّ دسترس ايشان قرار دهد ؛ بناءً علَى هذِه المقدَّمات هميشه بايد ما بين مؤمنين يك نفر باشد كه بلا واسطه با امام غائب اتّصال و رابطه داشته ، واسطهء فيض بين امام و امّت باشد . اينچنين شخص را به اصطلاح ايشان « شيعهء كامل » گويند . 3 - معاد جسمانى وجود ندارد ؛ فقط چيزى كه بعد از انحلال بدن عنصرى از انسان باقى مىماند جسم لطيفى است كه ايشان « جسم هور قليائى » گويند . بحث حكيم سبزوارى در دفع شبهه ثنويّين حكيم محقّق سبزوارى قدّس سرّه در بحث شبههء ثنويّين ( دوگانهپرستان ) شيخيّه ، اعتقاد به رُكن رابع دارند بنابراين شيخيّه فقط به چهار ركن از اصول دين معتقدند از اين قرار : 1 - توحيد ، 2 - نبوّت ، 3 - امامت ، 4 - اعتقاد به شيعهء كامل ؛ درصورتىكه متشرّعه يا بالاسرى ( يعنى شيعهء متعارفى ) به پنج اصل معتقدند از اين قرار : 1 - توحيد ، 2 - عدل ، 3 - نبوّت ، 4 - امامت ، 5 - معاد . شيخيّه به اصل دوّم و پنجم اعتراض كنند و گويند : لغو است و غيرُ محتاج إليه ؛ چه اعتقاد به خدا و رسول مستلزم است ضرورةً اعتقاد به قرآن را با آنچه قرآن متضمّن است از صفات ثبوتيّه و سلبيّهء خداوند و اقرار به معاد و غير آن . و اگر بنا باشد عدل كه يكى از صفات ثبوتيّهء خداوند است از اصول دين باشد ، چرا سائر صفات ثبوتيّه از قبيل علم و قدرت و حكمت و غيرها از اصول دين نباشد ؟ « 1 »
--> ( 1 ) در كتاب « عدل الهى » ص 14 و 15 ( از طبع سنهء 1390 هجريّهء قمريّه ) براى برشمردن عدل را از اصول دين چنين آورده است : « عدل از اصول دين : در سائر مسائل الهيّات اگر شبهات و اشكالاتى هست براى فلاسفه و اهل فنّ مطرح است . آن مطالب هر چند دشوار باشد ولى از قلمرو افكار عامّهء مردم خارج است و اشكال و جواب آن هر دو در سطحى بالاتر از سطح درك توده قرار دارد ؛ امّا